16ماهگی پرنسس(33 روز در بیمارستان )
دخترکم نارنینم دلبندم دلم همیشه میخواست از خوشی ها و شادی هات تو وبلاگت بنویسم ولی .......حیف .... دلم میخواد اصلا 16 ماهگیت از کل زندگیت پاک بشه چون کل این مدت تو بیمارستان بودی روزایی که باید بازی و شیطونی میکردی متاسفانه تو تخت بیمارستان بودی چیز زیادی نمیخوام بنویسم از اون روزها .چون با یاد آوری اون روزا چیزی جز گریه یادم نمیاد فقط اینو میخوام بگم که خدا هیچ مادری رو با مریضی بچه اش امتحان نکنه خدایا همه بیمارا رو شفا بده همه بچه ها رو در پناه خودت سالم نگهدار 19 آذر هم سالگرد ازدواج من و بابایی بود که بابا واسمون یه کیک کوچیک خ...
نویسنده :
مامان مهشید و بابا کمال
7:23









